محل تبلیغات شما



جان سختترين سرباز جنگ جهانى

بدون شك، جان سختترين سرباز جنگ جهانى "آدريان دو ويار" بود. صورت، شكم، پا، ران و گوش او تير خورد. 2 بار هواپيمايش سقوط كرد. از اردوگاه اسرا فرار كرد و در آخر خودش انگشتانش را از جا كند!

ناگفته نماند این مختص جنگ جهانی دوم می باشد که ثبت شده و تحت هیچ شرایط به جان فشانی ها و ایثار گری فرزندان آب و خاک ایران در طول  تاریخ نخواهد رسید .

 


کوکاکولا و  سربازی

مخترع کوکاکولا یک سرباز ارتش آمریکا بود که پس از مجروح شدن و جراحی برای کاهش درد به مورفین معتاد شد و تصمیم گرفت دارویی با کوکائین برای اعتیادش بسازد که کوکاکولا را اختراع کرد!


رژه مخصوص راست قامتان است 

درس ورزش در مدارس ایران در زمان رضاشاه و از سال 1306 قانون شد که شامل دویدن، شنا رفتن، قدم آهسته و رژه رفتن بود و به دانش آموزان تاكید می‌شد كه خمیده ننشینند‌ و با قدم‌های استوار راه بروند!


احساسِ خوشی دارم ، ابراز کنم ؟ یا نه

 مجنونیِ این دل را ، آغاز کنم ؟ یا نه

 

با یک نظر از چَشمت، مهرَت به دلم افتاد

 ارباب دلم هستی ؟ در باز کنم ؟ یا نه

 

دلبر تو اگر باشی ، شاعر تَرَم از سعدی

با وصف تو در شعرَم، اعجاز کنم ؟ یا نه

 

بی عشق اگر باشم ، گمنام ترین هستم

 با عشقِ تو نامم را ، احراز کنم ؟ یا نه

 

 در بازیِ چشمِ تو ، تسلیم ترین شاهم

در بندِ رُخَت خود را   سرباز» کنم ؟ یا نه

 

باید چه کنم با دل؟ در مکتب عشق تو.

با عاشقی ام دل را ، ممتاز کنم ؟ یا نه

 

تکلیف بگو با من ، چَشمانِ سیاهَت را

با این دلِ بی همدم ، همراز کنم؟ یا نه


ایرج 

 استاد حسین خواجه امیری ۱۱دی ۱۳۱۱ در خالدآباد نطنز در خانواده‌ای هنرمند به دنیا آمد.
پدربزرگش از خوانندگان بنام زمان ناصرالدین شاه بود و پدرش که از صدایی خوش و رسا برخوردار بود و ردیف می‌دانست، مدت‌ها او را تحت تعلیم خویش قرار می‌دهد. حسین در همان زمان در مراسم تعزیه‌خوانی شرکت می‌کرد و نزد تعزیه‌خوانانی که ردیف و دستگاه می‌دانستند به یادگیری آواز پرداخت.

وی پس از پایان تحصیلات ابتدایی به تهران رفت و در سال ۱۳۲۶ به مکتب ابوالحسن صبا راه یافت و دو سال پیاپی در حضور او دانسته‌های خویش را تکمیل کرد و به وسیله وی به رادیو ایران معرفی شد. در آن جا به اجرای برنامه با ارکستر ابراهیم خان منصوری پرداخت. وی پس از مدتی به دانشکده افسری رفته و شب‌های جمعه که مرخصی داشته از ساعت ۳۰/۷ تا ۸ در برنامه ارتش شرکت و با ارکستر محمد بهارلو به اجرای برنامه می‌پرداخت.

در همان زمان به خاطر محدودیت‌های محیط نظامی نام مستعار (ایرج) را که در اصل نام برادرش بود برای خود برگزید این چهره فرهیخته پس از سالها خدمت کرارا استعفا میدهد که نهایتا با استغفای وی موافقت می گردد.

و جالبه اطلاع داشته باشید نویسنده این وبلاگ ( من) مدتی طولانی (بعد از انقلاب ) با هم دوره ای  استاد  خواجه امیری به نام ( جناب سرهنگ جعفرزاده ) همکار  بودم 

 


 از سرباز شدن ملائکه تا ناشکری انسان

 شعری زیبا از طرف خــــــــــــدا

 

عالم ز برایت آفریدم، گله کردی

از روح خودم در تو دمیدم، گله کردی

گفتم که ملائک همه سرباز» تو باشند

صد ناز بکردی و خریدم،گله کردی

جان و دل و فطرتی فراتر ز تصور

از هرچه که نعمت به تو دادم، گله کردی

گفتم که سپاس من بگو تا به تو بخشم

بر بخشش بی منت من هم گله کردی

با این که گنه کاری و فسق تو عیان است

خواهان توأم، تویی که از من گله کردی

هر روز گنه کردی و نادیده گرفتم

با اینکه خطای تو ندیدم، گله کردی

صد بار تو را مونس جانم طلبیدم

از صحبت با مونس جانت، گله کردی

رغبت به سخن گفتن با یار نکردی

با این که نماز تو خریدم، گله کردی

بس نیست دگر بندگی و طاعت شیطان؟؟

بس نیست دگر هرچه که از ما گله کردی؟؟!

از عالم و آدم گله کردی و شکایت

خود باز خریدم گله ات را، گله کردی

********

پس ای انسان 

همیشه شکر گذار خدا باش ,

و به آنچه داری قانع و شاد باش

 

" شکرت خــــــــــدا "

‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ‎‌‌‌‌‌‌ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ‎‌‌


تبلیغات

محل تبلیغات شما

آخرین ارسال ها

آخرین جستجو ها

towercoir